عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

188

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

مىگويند و ثمر آنها خرمائى به قدر عناب است و در عرف عوام آن را « خرماى نمرودى » مىنامند و در اين كوهها قوچ و بز كوهى و كبك و تيهو و درختهاى خودرو مثل بنه و بادام [ 210 ] بسيار است . چشمهء بىگل - چشمهء كدازى 305 و از اينجا كه بگذرى گدار كوچك بسيار سخت و بدراه است و در دو فرسخى منزل چشمه‌اى است در طرف راست به فاصلهء شصت هفتاد ذرع كه آن را چشمهء بىگل مىگويند . و آبش بسيار خوب و زياد و به نهايت گواراست . و يك فرسخ از چشمهء بىگل گذشته طرف چپ راه به فاصلهء هزار قدم چشمه‌اى است كه آن را چشمهء كدازى مىنامند و از اينجا تا آب خان طرف راستش كوه و سمت چپ جلگهء مسطح باصفايى است . چشمهء آب خان 306 آب خان چشمه‌اى است در جنگل خيلى كوچك ، و آبش هم زياد و گوارا است و در طرف چپ آن به فاصلهء نيم فرسخ دو كوه خيلى كوچك سنگى است كه اوّلى بندك و دويّمين را چويك مىنامند . و دست چپ آن دو كوه ، مختصر زمين كوير و فضاى خيلى بزرگ مسطّحى است كه شش فرسخ طول و سه فرسخ عرض دارد . و در اين دشت گورخر زياد و به اندازه كه تخمينا مىگويند دو سه هزار است و شبها به جلگهء اطراف براى چرا مىروند و روزها براى اينكه صياد و شكارچيان را از دور ديده فرار كنند در همان زمين كوير كه ابدا گياه نيست گردش مىكنند . و در ميان كوير كوهى [ است ] كه آن را قلعهء گوران مىنامند و در طرف مغرب كوه بندك چشمه‌اى است موسوم به چهكان كه گورها در آنجا آب مىخورند و اطراف اين كوير هم جلگه‌اى است كه بوتهء اسكنبيل و غيچ و علف صحرائى در آن زياد و آهو و خرگوش بسيار است . چشمهء جودى - چشمهء شوكه 307 از آب خان به سرحدّ خاش هفت فرسخ و خطّش رو به شرق شمالى و چهار فرسنگ اولش مسطح و هموار است و در چهار فرسخى در يمين جادّه وصل به راه